غلامعلى صفايى
190
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
قاعده در جملات اسميه و نواسخ كه اصل تقديم مبتدا و اسم بر خبر است ، خبر را مؤخر از مبتدا در تقدير گرفته مىشود و تقدير در آيهء قبل اين گونه مىشود : « لو إيمانهم ثابت » . المسألة الثالثة : سومين مسألهاى كه در اين مسائل چهارگانه پيرامون كلمه « لو » مطرح است اين است كه « لو » شرطيه آيا جزم مىدهد يا خير ؟ و دليل آن چيست ؟ بايد دانست كه چون غالبا بر ماضى داخل مىشود و فعل ماضى شأنيت و استعداد جزم را ندارد بنابراين « لو » نيز قابليت جازميت را ندارد هرچند كه « لو » شرطيه مستقبله همچون « إن » باشد و داخل بر مضارع شود زيرا در حالت مستقبله نيز حمل بر حالت غالبى آن كه دخول بر ماضى است و مهمل است مىگردد . زعم بعضهم : لكن بعضى از نحويون اعتقاد دارد كه در لغتى از لغات عرب جزم به واسطهء « لو » شايع و كثير است ، و جماعتى از نحويون مثل ابو السعادات بن شجرى اجازه دادهاند كه « لو » در شعر و ضرورت جزم دهد ، مانند قول شاعر : فارس ما غادروه ملحما * غير ذمّيل و لا نكس و كل « لو يشأ طار به ذو ميعة * لا حق الآطال نهد ذو خصل » « 1 » شاهد : در جزم « يشأ » به وسيلهء « لو » است كه در اصل « يشاء » بوده كه به واسطه سكون همزه ، التقاى ساكنين بين الف و همزه حاصل شد و الف حذف گرديده است . تركيب شعر : « لو » شرطيه مستقبله « يشأ » فعل و فاعل جمله شرط ، و ضمير فاعلى عود به « فارس » مىكند و « طار » فعل و « به » ، متعلق به آن و ضمير عود به « فارسا » مىكند و « ذو » مضاف به « ميعة » صفت براى « فرس » محذوف كه فاعل « طار » بوده است و هماكنون صفت آن به جاى آن قرار گرفته و « ميعة » به معناى نشاط است . و « لاحق » به معناى لاغر مضاف به « الآمال » صفت دوّم « فرس » محذوف است و « الآطال » جمع « إطل » به معناى پهلو است و « نهد » صفت سوم و به
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 664 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 105 ، شرح الكافية : 2 / 390 ، حاشية الصبان : 4 / 14 ، همع الهوامع : 2 / 64 ، اللباب : 8 ، أمالي ابن الشجري : 1 / 187 .